خرید بک لینک

دیِ دیوانه در آمد دیِ دیوانه رسید

ز ره دور و دراز و ز سفرهای بعید

تاخت چون برق و شبیخون به سر فصل خزان

گرم آمد ز ره دور و دم سرد دمید

پای در راه هزیمت بنهاد از غم جان

فصل پاییز چو آن خنجر دی آخته دید

ادامه دارد......

برچسب: نویسنده: نوید نعمتی تاريخ: چهارشنبه 22 آذر 1402 ساعت: 3:20

صفحه بندی